كارستن نيبور ( مترجم : پرويز رجبى )

210

سفرنامه كارستن نيبور ( فارسى )

بىرحمانه داشته است ، چنان در خشم شد ، كه درباريان زيادى را ، كه به هنگام كور كردن چشمهاى شيخ على خان حضور داشتند و وساطت او را نكرده بودند ، به سختى مجازات كرد . آنهايى كه علاقهء چندانى به كريم خان ندارند ، مىگويند ، كريم خان نسبت به شيخ على خان ، كه در ميان مردم از محبوبيت بيشترى برخوردار بود ، حسود بود و او كسان ديگرى را هم به دلائلى از اين قبيل تنبيه كرده است . مىگويند ، او بسيارى از خدمتگزاران متشخص خود را به قتل رسانيده است و با كشتن مردان لايقى ، كه امكان داشت روزى ايجاد خطر بكنند ، خودش را از شر آنها راحت كرده است . اما با اين وصف كريم خان جرأت از بين بردن تمامى افراد يك خانوادهء قديمى را ندارد و اغلب مناصب پدران را به پسران مىدهد و فكر مىكند ، كه دليلى براى ترسيدن از مردان جوانى كه قدرت خود را از او دارند ، وجود ندارد . اما شرقىها به‌ندرت از گرفتن انتقام خون خويشان نزديكشان صرف‌نظر مىكنند . به كرات نقشهء قتل كريم خان كشيده شده است و او از اين‌روى فقط چيزى را مىخورد و مىآشامد ، كه شخص معينى در اختيارش مىگذارد و يا مهروموم شده برايش فرستاده مىشود . كريم خان در سال 1765 تقريبا چهل ساله بود [ ؟ ] و در اين موقع پسر بزرگش تقريبا ده ساله و پسر كوچكش پنج ساله بود . او دو برادر دارد ، زكى خان و صادق خان ، كه بگلربگ شيراز است . ظاهرا صادق خان در حدود 50 سال داشت و در اين سن همراه فرزندانش خواندن و نوشتن مىآموخت . اما او هنوز آن‌قدر نياموخته بود ، كه بتواند نامهء ساده‌اى را بدون كمك ديگرى بخواند . پرداختن به امور مربوط به شهربانى شهر بزرگترين مشغوليت صادق خان بود . نانواهايى كه كم‌فروشى مىكردند و يا نان بدى مىفروختند شلاق مىخوردند و گوش قصابهايى كه گوشت بدى فروخته بودند ، با ميخى به ستونى كوبيده مى - شد . كارهاى ديوانى با كارمندان بود . آسان مىتوان فكر كرد ، كه خانواده‌هاى